علي بن حسين انصارى شيرازى
332
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بضم فا و سكون واو و فتح لام گويند معرب از كوبل هندى و بسريانى فوفلا و برومى اورسيمون و بيونانى ضيموطوس و بهندى سپارى نامند و آن ثمر درختى است كه در هند و دكهن و بنگاله بهم مىرسد و نبات آن شبيه به نخل است بيرونى در صيدنه از قول ارجانى مىنويسد : فوفل ميوهء درخت است و جرم او به اندازه فندق باشد و بزرگتر نيز بود لاتين ARECAE CATECHUNUX - NUX ARECAE BETEL فرانسه NOIX DE BETEL - AREC انگليسى BETEL - NUT فوتنج جبلى فودنج نيز گويند و آن سه نوع بود جبلى و برى و نهرى مؤلف گويد جبلى دو نوع بود يك نوع را جاشا خوانند و گفته شد و يك نوع فلفلمون و هم گفته شد و برى دو نوع بود يك نوع مشكصرامشيع خوانند و گفته شود و يك نوع ديگر پودنهء صحرائى خوانند و آن مطلق پودنه بود و نهرى يك نوع بيشتر نبود و نيكوترين جبلى آن بود كه خوشبوى تازه بود و سبز و ورق آن كوچك بود و طبيعت آن گرم و خشك بود در سئوم ملطفى بغايت قوى بود و عرق براند و بر اثرهاى سياهى كه در بدن بود ضماد كردن نافع بود خاصه چون به شراب پخته باشند و طبيخ وى در حمام حكه و جرب را زايل كند و جذام را نافع بود و ريش دهن و فواق زايل كند و چون با عسل و نمك بياشامند فضول كه در معده بود بيرون آورد و چون بياشامند حيض براند و مشيمه و بچه بيرون آورد و چون خشك گردد بسوزانند و سحق كنند جهت استرخالثه نافع بود و چون با سويق ضماد كنند ورم گرم را ساكن كند و يرقان و استسقا را نافع بود و مسهل سودا بود و شربتى يك درم و نيم بود بجلاب و اسحق گويد مضر بود بامعا و مصلح وى كثيرا بود و بدل وى يك وزن و نيم خود فودنج نهرى بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : فودنج بضم فا و سكون واو و فتح دال معرب پودنه و يا پودنك فارسى است و بسريانى هيتراسا و بيونانى فونياثا و فيلا نيز و برومى اربقانون و به عربى حبق نامند سپس انواع آن را شرح مىدهد بيرونى در صيدنه تحت عنوان فوتينج مىنويسد : به لغت رومى غلبشن گويند و بسريانى فورنيثا گويند و كوهى را فورنيثه و طورا گويند و كوهى را بلغت رومى اريغانون گويند فوتينج نهرى شراب وى مانند شراب حاشا بود نيكوترين وى سبزتر بود و فارسى اقوى بود از مجموع پودنها و طبيعت وى گرم و خشك است در سيم چون بخورند و بعد از آن ماء الجبن بياشامند چند روز پياپى داء الفيل را مفيد بود و دوالى را دفع كند و طبيخ وى انتصاب نفس را سودمند بود و چون با سركه نزديكبينى كسى برند كه غش كرده باشد نافع بود و منع احتلام كند و طبيخ وى نافض را نافع بود خوردن و ضماد كردن وى گزندگى جانوران را نافع بود و با شراب دفع سموم قتاله بكند خاصه كه پيش از آن خورده باشند و از دخان ورق وى گزندگان بگريزند و مقدار شربتى از وى يك درم بود و چون با شراب پخته بر صاحب جذام ضماد كنند نافع بود و وى مقطع باه بود و گويند بدل وى نعناع است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : فودنج نهرى را ضومران و حبق التمساح و بيونانى قالامينى نامند و به فارسى پودنه بستانى بود فوه معروف بود به فوت الصباغين و بپارسى روناس گويند و آن بيخى است سرخ و نيكوترين وى آن بود كه سرخ و باريك بود كه از ارمن آورند و آن معروف بود به دربندى و طبيعت وى گرم و خشك بود چون بر بهق سفيد و قوبا با سركه طلا كنند نافع بود و بدن را از هر اثرى كه بود پاك كند و يك درم تا ده درم جهت سقطه و ضربه نافع بود و چون با قدحى شراب بياشامند و ثمره وى چون با سكنجبين بياشامند ورم سپرز بگدازاند و ورق وى چون بياشامند گزندگى جانوران را سود دهد و بيخ وى چون زن به خود برگيرد حيض براند و پختهء وى بغايت مدر بود تا به حدى او ادرار كند كه خون بيايد و جگر و سپرز پاك كند و سده آن بگشايد و چون با ماء العسل بياشامند عرق النسا وجع ورك و استرخا را نافع بود و اگر با عسل ضماد كنند همين سبيل و اولى آن بود كسى كه آن را بياشامد هر روز بحمام رود و گويند مضر بود بسر و مصلح وى انيسون بود و ديسقوريدوس گويد بدل آن در تنقيه جگر و سپرز و انزال حيض و بول به وزن آن سليخه بود و دو دانك وزن آن مويز سياه و گويند بدل آن در برص و بهق شيطرج بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : فوه بضم فا و تشديد واو مفتوحه و ها به عربى عروق الصباغين و فوت الصبغ و بيونانى دوذريوس و به فارسى روناس و رودك و رودانك و